/ 10 نظر / 55 بازدید
آیوت

نمیدونم چیش اما متفاوته[چشمک] دیگه نمیای اونورااا[گریه]

ei kachar

مرد تنها به تنهایی تعظیمی نصفه کرد و بوس نصفه گرفت پاییز نصفه شب بود که آدم تنها با تیغ های نصفه مسلخ شد

سارا

ای جان این با این چشما و دماغش چقدر شبیه پدربزرگم شده

من

منم همین شکلی می شم وقتی به یه برگ زل می زنم اما باد نمی تونه اونو بندازه!!!!

نیاز

نیمااااااااااااااااااااااااااااااا

shokoofe

عالي اصن :) ولي اين آقاهه چرا يه جوري نگا مي كنه؟ يه جوري كه انگار حرف داشته باشه؟ هوووم؟

آیوت

هییییی!!! کسی اینتو نیسسس؟

شادی

بعد خودتم همینقد دلتنگی ؟؟؟ مث همین آقاهه ؟؟؟ شبه ؟؟؟ لامپش روشن نیس که :دی ... کاش شب باشه !!! لایک به موزیک ... چقد به نقاشی میومد ...

سارا

غمگینه... غمگین!

الهام

شبیه اون داستانی که موندگاری برگه دلیل زندگی بود ...