من آمده ام، وای وای.

یکی بود یکی نبود، زیر آسمون شهر ما یه مَرده بود. یه مَرده بود که بو میداد، سر میز شام کسی راش نمی داد، برای همینم هیچ وقت دلش نمی خواست که بره سر میز بشینه و غذا بخوره. اما این مَرده ی قصه ما یه عالم دوست داشت، که اونا دلشون براش می سوخت، همیشه براش غذا می آوردن. برای اینم اون همیشه خوشحال بود، از این همه غذا و دوست خوب. همه میومدن و براش از میز و صندلی هاش می گفتن. از نون ُ آب ـی که رو میز بود میگفتن. از آهنگ قشنگی که سر میز شام پخش می شد میگفتن ُ از بشقاب های قشنگشون. از قاشق ُ چنگال ُ چاقو، از نمکدون ُ فلفلدون، سماقدون. از پیش غذا گرم که با نون تازه میخوردن، تا پس غذا سرد که با بستنی مخلوط شده بود. از حرفهای قشنگی که سر میز می زدن. خلاصه انقدر تعریف میکردن که آدم چشاش برق میزد ُ دلش قلقلک میومد.
یه روز مَرده ـه قصه ما تصمیم گرفت بره سره میز ـه شام و غذا بخوره.
همین که در اتاق رو باز کرد همه فرار کردن، آخرین نفری که داشت میرفت گفت : تو آخه برای چی اومدی اینجا؟ تو آخه بو میدی.

بالا رفتیم ماست بود، پایین اومدیم دوغ بود، قصه ما دروغ بود.


/ 26 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
hes

عالی!:دی آدم ناخوداگاه با ادا و اصول و کج و کوله کردن صورتش می خونه!

پرتابه

سلام احمق روزگارت خوش من از پرتابه اومدم. خواستم بهت بگم اگه خواستی مینیمال هاتو جایی غیر از وبلاگت بنویسی پرتابه به شدت توصیه میشه. به خصوص این که هیچ محدودیتی تو نوشتن نداری. پیشاپیش خوش اومدی به پرتابه

ارکیده

دیرباریدی باران دیر... من مدتهاست که درحجم نبودن کسی خشکیده ام....

پیام زینب

این پیام رو یکی به من نظر داد منم بهش عمل کردم.. تو رو به امام زمان قسم می دم این پیام رو بخون.دختری از خوزستانم که پزشکان از علاجم نا امید شدند.شبی خواب حضرت زینب (س)را دیدم در گلوم اب ریخت شفا پیدا کردم ازم خواست اینو به بیست نفر بگم. این پیام به دست کارمندی افتاد اتقاد نداشت کارشو از دست داد.مرد دیگری اعتقاد داشت 20 میلیون به دست اورد. به دست کس دیگری رسید عمل نکرد پسرشو را از دست داد.اگه به حضرت زینب اعتقاد داری این پیامو واسه 20 نفر بفرست............ 20 روز دیگه منتظرباش

mana

اون دوستا کی بودن که با اینکه بو میداد باهاش بودن؟ آفرین

مرضیه

کوشی پس آقای احمق دلمان برایت تنگ شده :-(

سارا

نیستی بازم. حداقل بیا یه پست بذار بگو من رفته ام وای وای من رفته ام

یک سال بعد

خدا بیامرزتت :|

پوریا

مولوی میگفت ده مرو ده مرد را احمق کند عقل را بی نور و بی رونق کند رفتی ده؟ حاجی چه وب خوبی داری منم احمقم